ویژه نامه انقلاب اسلامی
بهمن۱۳۸۷
دو هفته نامه علمی،فرهنگی،سیاسی سمر
ویژه نامه انقلاب اسلامی، بهمن ۱۳۸۷
صاحب امتیاز: بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
مدیر مسئول: عبدالحمید ضرابی
سردبیر: محدثه چیتگرها
زیر نظر شورای سیاست گذاری
معمولاً وقتی یک پرسش تبدیل به عنوان مقاله می شود، انتظار می رود که مقاله پاسخی برای پرسش طرح شده فراهم کند. پیشاپیش باید اقرار کنم که نگارنده به واقع پاسخی برای این پرسش در خورجین ندارد و این نوشته بیشتر پرسه زدن در حواشی خود سؤال است تا حرکت مستقیم به سوی جواب.
همیشه وقتی صحبت به روایت فوکو از انقلاب اسلامی ایران می رسد، بعضی ها با پوزخندی حکیمانه (!) فوراً پاسخ می دهند : « البته می دانی که فوکو بعداً همه حرفهایش درباره انقلاب ایران را پس گرفت... مگر نامه اش به بازرگان راجع به اعدام ها را نخوانده ای؟! » آیا واقعیت این گونه است؟ آری و خیر.
فوکو اساساً به انقلاب اسلامی اعتقاد نیافته بود که در این اعتقاد تجدید نظر کند. نویسندۀ « تاریخ جنسیت » چگونه می توانست به آنچه خود معنویت سیاسی می نامید، اعتقاد بیابد؟! انقلاب ایران در چارچوب دغدغه کلی فوکو، برای او به مسأله ای جذّاب تبدیل شد ولی این به معنای موافقت او با محتوای انقلاب نبود. پروژه اصلی فوکو ( اگر چه در دوره های مختلف سویه های گوناگونی یافت ) این بود که تلقی نظم مدرن به مثابه نتیجه و نهایت طبیعی، قطعی و گریز ناپذیر تاریخ را مورد تردید قرار دهد. او در این مسیر به نقش کلیدی دانش و به ویژه علوم انسانی در تبدیل افراد به سوژه هایی که خود پذیرای انقیاد به این نظم و بدیهی پنداشتن آن هستند ، تفطّن یافت. از نظر او انقلاب ایران حادثه ای غریب، شگفت انگیز و بی سابقه بود و چنین ویژگی هایی برای اینکه توجه فوکو را به موضوعی جلب کند، کافی است. فوکو علاقه مند به گسست ها، استثنا ها و حاشیه ها بود و انقلاب اسلامی برای او موردی بود که می توانست در چارچوب طرح کلّی خود تعمیم ها و کلان روایت های عصر جدید را به مبارزه بطلبد. انقلاب اسلامی هم از آن جهت که با ویژگی های غریب خود مشکله ای برای علوم انسانی و اجتماعی ( و به طور کلی سپهر نظری و فرهنگی مدرن ) بود و هم از آن رو که صدای « دیگری » هایی از حاشیه دنیای مدرن که به حرف آمده اند قلمداد می شد، مورد توجه فوکو قرار گرفت. این نفس این واقعه بود که علاقه فوکو را جلب کرده بود و نه محتوای آن. هر چند در همان دوران فراوان بودند کسانی در اقصا نقاط جهان ( به ویژه عالم اسلامی ) که درخشش حقیقت معنوی انقلاب آنان را نیز منقلب ساخته بود، ولی فوکو در این زمره نبود.
ادامه مطلب
در تعبيري درخشان از سيد ستيهنده، مرتضا آويني «انقلاب با شكافتن و شكفتن ملازمه دارد: پوستهاي ميشكافد و از درون آن نهالي شكفته ميشود. شكافتن، شكفتن و شكوفه... و اين چنين است كه عالم در خود تجديد ميشود... و انسان نيز». گفته ميشود كه انقلاب (Revolution) از طرفي در تقابل با شورش و الثوره (در عربي) و از طرف ديگر در تقابل با تطور (Evolution) قرار دارد؛ از آن حيث كه انقلاب بر خلاف شورش منتج به تحولي جوهري شده و ديگر آنكه اين تحول دفعي است و نه تدريجي(برخلاف تطور). نيز گفته ميشود كه انقلاب مفهومي مدرن است؛ چرا كه انقلابها بر نقش فاعلي انسان (يا سوژه) هايي خودبنياد تأكيد دارند كه در سوداي تحقق بهشت زميني در صدد تغيير وضع موجود و ساختن وضع مطلوب آن طور كه خودخواستهاند و با اتكاي صرف بر قدرت بشري، بر ميآيند. اما:
ادامه مطلب
درطول 30 سال پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران که وجه بارز آن مردمی بودن آن بود شاهد تفسیر ها ی مختلفی از آن بوده ایم. برخی سعی کرده اند با نظریات متعارف در باب انقلاب ها آن را شرح داده و برخی اسلامی بودن آن را برجسته کرده اند و به بررسی آن از این رویکرد پرداخته اند. در هر صورت انقلاب ایران با دیدگاه های متنوعی نقد و بررسی شده است.
مقایسه انقلاب اسلامی ایران و قیام امام حسین علیه السلام و میزان تاثیر پذیری آن از نهضت حسینی از جمله تلاش هایی است که در جهت تبیین انقلاب ایران صورت پذیرفته است.
با بررسی ابعاد انقلاب اسلامی با جرئت میتوان آنرا برگرفته ازعقل حسینی و عشق حسینی دانست.انقلاب اسلامی را کسانی ساختند که حسین گونه اندیشیدند و حسین گونه در راه دین بذل جان ومال کردند وبرخی اندیشمندان چون آیت الله جوادی آملی 4 راه پیمایی بسیار موثر در وقوع انقلاب را،راهپیمایی تاسوعا و عاشورا واربعین و بیست وهشت صفر (که 4 موعد تجدید بیعت مردم با نهضت حسینی ورسول اکرم است) میدانند.درواقع مردم ایران اندیشه ی حسینی امام خمینی را چراغ راه خود قرار داده و با فهم لزوم وقوع انقلاب (و نه صرفا بخاطر شیفتگی نا آگاهانه به امام) در تحقق آن سهم به سزایی بازی کردند.
ادامه مطلب
در مطالعات فرهنگي دو مفهوم كليدي "هويت " و " فرهنگ" از اهميت زيادي بر خوردارند .آنچه يك نسل را مي سازد ، ويژگي هاي فرهنگي مشابه است و بر عكس آنچه نسل ها را از هم جدا مي كند ، هويت هاي متفاوت نسل هاست . فرهنگ زماني شكل مي گيرد كه هويت و اهداف هويت خود را به روش ها ي زندگي تبديل مي كنند .ماهيت ارزشي و فرهنگي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس ، هميشه به عنوان عواملي هويت ساز براي مردم ، مطرح بوده ، اما طي اين سه دهه با فراز و نشيب هاي زيادي روبرو بوده اند .جنگ ايران و عراق به علت ماهيت خاص آن ،تبعات سياسي ،فرهنگي و اقتصادي زيادي را به خود ديده به گونه اي كه شايد بتوان گفت ، نارسايي هاي فعلي نيز ناشي از همان دوان است . آنچه در اينجا مورد بررسي قرار مي گيرد ، تبعات فرهنگي –اجتماعي جنگ است .
ادامه مطلب
قال الله:فذکرهم بایام الله
باز انتحار قافیه و وزن
باز انفجار بغض گلوگیر
باز آسمان سنگی زندان
باز آبشار خونی زنجیر
باز از درخت گم شده سیبی
باز آبروی رفته آدم
ماییم و این هبوط دوباره
ماییم و درد مردن کم کم
ماییم و باز گندم عصیان
خورده نمک، شکسته نمکدان
هابیلهای کهنه و کافر
قابیلهای تازه مسلمان!
گفتند هان! ابوذر و عثمان
کردند صلح و آشتی امسال
گفتم مگر به زور "زر" و سیم
اما نه آن ابوذر با "ذال"!
ماییم و دانشی همه غفلت
بازیچه جدید اسیران
صد بار احمقانه شمردیم،
حجم قفس، مساحت زندان!
...باز انتهای خیس بیابان
باز ابتدای بارش باران
نزدیک شد زمانه به پایان
اینک دعای سنگی زندان:
این شمع و جمع گرد قدش را
تنها میان دلهره مگذار!
یارب زمین لاله وشان را
سرخ و سپید و سبز نگهدار!
پایا خروش خونی بهمن!
مانا شعارهای حسینی !
میرا شغاد: نابرادر!
جاوید انقلاب خمینی!
...این وقت استجابت سنگ است
این فصل انهدام بیابان
با تیشه های کوچک آبی؛
با ذره ذره ضربه باران!
همانطور كه از همان ابتداي انقلاب گفته شد ، " انقلاب ايران جهان را تغيير خواهد داد " تابه امروز شاهد تحولات بسياري تحت لواي انقلاب سياسي و فرهنگي ايران در سطح منطقه و كشورهاي جهان سوم بوده ايم .همه ي اين تغيير و تحولات مديون احياي فرهنگ اسلامي بود به گونه اي كه حتي انقلاب ، وامدار هيچ الگوي غربي نبود . نظریه پردازان ماركسیست با انقلابی رو به رو شدند كه از سویی، خارج از جنگ طبقات بود و از سوی دیگر، مذهب كه همواره در نظر ایشان عنصری روبنایی بوده، در این انقلاب نقش زیربنایی را ایفا كرد. طرفداران نظریات دوركیم و وبر ـ كه معتقدند جوامع در سیر عقلانی شدن، عناصر اسطوره ای و رمزآلود را به حاشیه می رانند و به تدریج، عقل گرایی را جانشین عنصر قدسی میكنند و این فرایند افسون زدایی از جهان را فرایندی ناگزیر برای همه جوامع می دانند ـ با انقلابی مواجه می شوند كه بازگشتی است به عنصر قدسی است.
ادامه مطلب
