تبليغاتX
نشریه دانشجویی سمر

شماره ششم، اسفند۱۳۸۷

 

دو هفته نامه علمی،فرهنگی،سیاسی سمر

شماره ششم، اسفند ۱۳۸۷

صاحب امتیاز: بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

مدیر مسئول: عبدالحمید ضرابی

سردبیر: محدثه چیتگرها

زیر نظر شورای سیاست گذاری

نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در شنبه 1387/12/24 ساعت | لینک ثابت |

سرویس دانشگاه : پس از شدت گرفتن روند تخریب چهرهی ریاست گروه جامعه شناسی و خدشه به فرآیندهای حاکم بر آن گروه، از سوی انجمن اسلامی دانشکده و طیفهای موازی آن تشکل، که در روزهای اخیر با تهمت و افترا به دکتر کچویان (ریاست گروه) و بازخواست طلبکارانهی اعضای گروه جامعه شناسی برای تن دادن به ریاست ایشان (امری که با رای قاطع همین اساتید محقق شده بود) همراه شده و حتی اعتراضات برخی از اعضای گروه را نیز در پی داشت؛ بسیج دانشجویی دانشکده، در راستای عمل به وظیفهی خود، از یک سو در حفظ حریم و حرمت اساتید _امری که در روزهای اخیر، به آسانی و با هر بهانهای از سوی طیفهای غوغاسالار به کم ارزشترین متاع دانشکده تبدیل شده- و از سوی دیگر، با توجه به لزوم طرح مباحث و شفاف سازی پیرامون تخلفات نسبت داده شده به ریاست گروه جامعه شناسی در فضایی آرام، عقلانی و به دور از هیجانات و آشوبآفرینیهای ژورنالیستی، به برگزاری تریبون آزاد دانشجویی با حضور برخی از اساتید و ریاست دانشکده و با اعطای فرصت برابر به نمایندگان هریک از تشکلهای فعال دانشجویی پیرامون این موضوع، مبادرت ورزید. در این راستا به طور جداگانه از انجمن اسلامی، شورای صنفی، کانون تئاتر، انجمن علمی جامعهشناسی و جامعهی فرهنگی دعوت به عمل آمد تا با حضور در این تریبون آزاد در صحن علنی دانشکده، با طرح منطقی استنادات و شواهد خود، به شفاف سازی و روشن شدن فضا بپردازند. همچنین در همین راستا و با هدف آگاهی بخشی دانشجویان دانشکده و به ویژه دانشجویان جامعه شناسی از فضای حاکم بر گروهشان، ضمن انتشار بیانیه، به برخی مفاد صورت جلسهی روز گذشتهی اعضای گروه جامعه شناسی در حمایت از رویههای حاکم بر مدیریت گروه و تاکید بر انطباق آن با قانون مصوب، که به تایید کلیهی اعضای گروه رسیده بود؛ استناد شد.

امیر راغب  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در شنبه 1387/12/24 ساعت | لینک ثابت |

1. يك آقاي نسبتا محترمي هست در اين دانشكده، به گمانم دانشجو هم هست ايشان. نامش را نگويم شايد بهتر باشد( گرچه با ارائه‌ي توصيفات تكميلي، واضح خواهد بود كه كيست) جلسه‌ي اول پيگيري مطالبات را كه در خلدون برگزار شد، او اجرا كرد. خيلي هم خوب از پسش برآمد، بايد اذعان كنم كه آن روز با اجرايش حال زيادي كردم( به خصوص در برابر گريزهاي آشكار و توجيهات نچسب قمصري) از قضا، جلسه دوم پيگيري مطالبات هم مصادف شد با دومين اجراي آن آقا. اين بار احساس كردم كه مضاف بر نطق نافذ و اجراي خلاقانه اش، در ايجاد التهاب و هيجانات كاذب و به قول گفتني «جو دادن» هم مهارت قابل توجهي دارد. سومين حضور كوبنده اش اما در برنامه ي ديروز بود، آن جا كه با سومين هنرش آشنا شدم. آن هم از نزديك. فكرش را بكن! لگد زدن هاي مكرر او و دوستانش به بساط تريبون آزاد. يك جور لمپنيسم شايد. 

2. ديروز البته مي توانستيم شاهد تريبون آزادِ پوياتر و رها تري هم باشيم- اگر قمپزهايي كه در دو جلسه اخير تالار جناب خلدون دَر شد، اندكي حقيقي مي‌بود- با اين حال همين هم غنيمتي است، خيلي  ها را روشن كرد، خيلي ها چون من كه تا يك ماه قبل، نوشتن در امثال سمر برايشان همچون يك سلام و عليك خشك و خالي با اعضاي بسيج ناگوار بود.

حامد موسوی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در شنبه 1387/12/24 ساعت | لینک ثابت |

هایدگر در درس‌گفتارهای دانشگاه فرایبورگ در اوایل دهه‌ی 1960 میلادی، بحثی را در باب تفکر شروع می‌کند که بعدها در کتابی تحت عنوان «معنای تفکر چیست؟» (was heist Danken?) به طبع می‌رسد. او پرسش از معنای تفکر را با این جمله آغاز می‌کند: «اندیشه‌ برانگیزترین امر آن است که ما هنوز فکر نمی‌کنیم!» و سپس ادامه می‌دهد: «شاید انسانِ تاکنونی از قرن‌ها پیش بسیار زیاد عمل کرده و بسیار اندک فکر کرده است... و در این میان وضعیت جهان، مدام اندیشه‌برانگیزتر می‌شود...»

از دو روز پیش که بیانیه‌ی «جامعه‌ی فرهنگی دانشجویان» را خواندم، این عبارات دائماً در جلوی چشمانم رژه می‌روند. جالب آن‌که در این بیانیه از سقراط و ارسطو تا هایدگر مایه گذاشته شده بود تا «پرسش‌گری» به عنوان «حق مسلم» دانشجویان پذیرفته گردد. و ظاهراً کسی از خود سوال نکرد که پرسشِ مد نظر سقراط و ارسطو و هایدگر چه نسبتی با اتفاقات اخیر دانشکده داشته و دارد؟!

مگر نه اینکه ارسطو پرسش‌گران را به گذر از «فطرت اول» به «فطرت ثانی» می‌خواند و مگر نه اینکه تمام همّ هایدگر بر گذر از روزمرگی‌ها و اکنون‌زدگی‌های «فردِ منتشر»(Dasman) است؟

احمدرضا بلیغ 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در شنبه 1387/12/24 ساعت | لینک ثابت |

یاران دبستانی دیروز ،آشوبگران امروز

یار دبستانی دیروز، دانشکده برایم مرد ...

من دیروز ناباورانه در حالی شاهد برخورد هایت بودم که نمی دانستم این آشوب ها و این کم طاقتی ها یت را چگونه باید تفسیر کنم. در زمانی نه چندان دور،من و تو در کنار هم در یک میز و صندلی سالها در س خواندیم ولی دیروز تمام دوستی های چند ساله امان را از بین بردی.

با انصاف قضاوت کن و بگو من مقصر بودم یا تو! من که ماه ها شاهد فضای نامطلوب و آشفته ی دانشکده بودم و سکوت کردم تا شاید دیرتر وارد این بازی ها شوم وآرامش دانشکده را بیش از از این بر هم نزنم یا تویی که یک روز هم مرا در ابراز عقایدم آزاد نگذاشتی. چند ماه جولان دادی و گفتی هر آنچه خواستی ، کردی هر آنچه خواستی و بجای من و تمام دوستان من تصمیم گیری کرد ی و اگر با تو همراهی نکردم مرا متهم کردی و اگر باتو همصدا نشدم مرا به زور وارد کارهایت کردی و من دیروز در حالی تو را دیدم که یار دبستانی ات را کتک زدی  و دست هایت را همان دستانی که روزی در دستان یار دبستانی ات قرار میدادی به سمت یقه اش بردی و این چنین تمامی حریم ها را شکستی و تمامی حرفها را زدی و تمام کردی خیلی از تردید هایی که در مورد ت وجود داشت البته به نوعی دیروز خیلی صادق شده بودی !!! 

من وبعضی از دوستان انجمنی در یک سال، در یک روز و در یک ساعت به این انشکده وارد شدیم یادت هست اولین کلاسمان را : مبانی جامعه شناسی دکتر صادقی . ولی انگار اصلا جامعه شناسی را، مبنایش را میگویم خوب یاد نگرفتی !چنین رفتار غیر مدنی را در فصل کدام کتابت یافتی ؟کتک زدن و فحاشی را وبر یادت داد یا کنت ؟تو دیروز فقط و فقط داد میزدی و گوشش هایت را گرفته بودی تا نکند ناگهان حرف حقی هم بشنوی مانند همان زمانی که یار دبستانی من بودی اما آن موقع بچه بود ی و لی الان دانشجو شده ای! دانشجو یعنی کسی که به دتبال علم و دانش است اما تو و دوستانت  در این چند مدت فضای دانشجویی را از این دانشکده گرفتی .دیروز دستهایت را با شعار هایی که بروی مقوا نوشته شده بود بالا بردی و چیزی در آنها نوشتی که شانت نبود و بدترینش توهین وتهمت هایی بود که به بسیج زدی و ما را به راحتی متهم به دخالت در امور گروه جامعه شناسی کردی و حتم دارم  بعد از اتمام برنامه خودت هم به این حرفت خندیده ای!! من وتو هر دو دانشجو هستیم و می دانیم اساتید ملزم به پیروی از حرف های هیچ تشکلی نیستند ولی تو نباید بگذاری آنها تورا بازیچه خود قرار دهند . مگر دانشجو خود استقلال اندیشه ندارد و چرا باید.....

این چرا ها از دیروز خیلی در ذهن من رژه میروند و ذهنم از دیروز آنقدر علامت سوال دیده که خودش هم تعجب کرده است؟؟  باور کاری که دیروز کردی سخت است شبیه یک کابوس است . به چه حقی برنامه ای را که آزادانه تصمیم به برگزاری آن گرفتیم برهم زدی ؟صدای فریاد هایت تا طبقه دوم می آمد به من بگو این شان دانشجو بود!!من فقط از تو یک خواهش دارم انجام ده آنچه می گویی که در نزد خدا گفتن آنچه عمل نمی کنی بسیارمغبوض است(یا ایهاالذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون.ای کسانی که ایمان آورده اید!چرا چیزی می گویید که عمل نمی کنید؟نزد خدا سخت مغبوض استکه چیزی بگوییدکه عمل نمی کنید.آیه ی 2و3 سوره ی صف) و تو در رفتارت اصلت را زیر پا گذاشتی آزادی را میگویم منظورم دموکراسی است به خاطر آوردی!!

متین عزیزی

نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در شنبه 1387/12/24 ساعت | لینک ثابت |

گاهي اوقات با استفاده بعضي از واژه ها يا مفاهيم (كه در معناي دقيق آن ها يا اجماعي وجود ندارد يا اين كه معناي عام آن كه اكثرا وقتي در ميان عموم مردم به كار برده مي شود با معناي درست آن تفاوت دارد) امكان سفسطه ومغالطه رادر اذهان فراهم مي كند وچنان مشكل ساز مي شود كه حالا بيا ودرستش كن..!

از جمله اين مفاهيم مفهوم آزادي است كه در سطح اجتماعي آن به دموكراسي وواژه هايي امثال اين تعبير مي شود وامروزه در محافل علمي واجتماعي وهمچنين در سطح مجامع بين المللي بحثي است بسيار پر رونق .

وهمچنيت در كشور خودمان انديشمندان بزرگي همچون شهيد مطهري در اين مورد سخنراني كرده اند وحتي كتاب ها نوشته شده است.

بحثي كه قصد داشتم اين جادر موردهمين مفهوم به طور خاص بيان كنم بسيار طولاني تر ازاين است كه در اين مقال بگنجد، اما آنچه كه نمي شود از آن گذشت امر نسبي يا مطلق بودن آزادي است .اگرچه بعضي هر چند معدود ادعا مي كنند كه آزادي امريست مطلق اما همان افراد نيز وقتي در عمل نمي توانند اين امر رابپذيرند چرا كه آزادي مطلق يك هرج ومرج طلبي رابه دنبال دارد كه جوامع رابه مرض آنار شيسم مبتلا مي كند وكنترل قوانين را از دست مسوولين خارج مي سازد..

زینب اعلمی 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در شنبه 1387/12/24 ساعت | لینک ثابت |

شماره پنجم، اسفند۱۳۸۷

 

دو هفته نامه علمی،فرهنگی،سیاسی سمر

شماره پنجم، اسفند ۱۳۸۷

صاحب امتیاز: بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

مدیر مسئول: عبدالحمید ضرابی

سردبیر: محدثه چیتگرها

زیر نظر شورای سیاست گذاری

نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در پنجشنبه 1387/12/22 ساعت | لینک ثابت |

 

«جناب آقای دکتر کچویان اگرچه از برجسته‌ترین مدرسان این دانشکده است وجایگاه رفیع علمی‌اش در حوزه‌های تخصصی قابل انکار نیست، اما در مقام مدیر گروه جامعه‌شناسی چندان که باید راه به صواب نرفته و یک‌‌ تنه با اتکا به ابزارهای غیرقانونی و غیراخلاقی راه تحقق همه‌ی مطالبات را سد کرده است».

(ضمیمه‌ی شماره‌ی 49 واحه، شماره‌چهارم، 17/12/87)

بی‌شک آن‌چه که بر غنای علمی آکادمی فزونی می‌بخشد، پرسشگری و روحیه‌ تکامل‌گرایی علمی است. مصداق این نوع رفتار آن‌جایی است که «ناقد»، نقد خود را به «نقدشونده» می‌دهد و از او می‌خواهد که نظرات خود را برای غنای هرچه بیشتر نقد بیان کند. سپس نقدشونده با حفظ احترام علمی به پاسخگویی می‌پردازد و...

نمونه‌ی دیگر از پرسشگری، حاصل جهل به مطلبی خاص است که باز در این مورد هم اخلاق پرسشگرانه حرف اول را می‌زند و تبعاً پاسخگویی اخلاق‌مدارانه.

جریان های پیش آمده در چند روز اخیر با سابقه ای طولانی- بر هر عاقلی آشکار می سازد که آنچه که در روند پیش گرفته جریان سازان وجود دارد، نه پرسشگری، بلکه «اتهام زنی های بی اساس» و «گمانه زنی های بی پایه » است که اغلب ساخته و پرداخته‌ی قوه‌ی متوهمه‌ی کسانی است که بواطن علّی عمل خویش را، در لفافه کلمات پاکیزه ای چون «اخلاق» و «انسانیت» و حتی آیات قرآن پنهان می کنند. بی شک اینجا دیگر نه «تقوایی» می ماند و «تعالی» و نه «پیشرفتی».

سروش صادقی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/21 ساعت | لینک ثابت |

درباره نحوه شکل گیری نهاد دانشگاه در ایران، جایگاهش در امروز و آینده کشور و کارامدی و ناکارمدی اش و دلایل و براهینش به تفصیل فراوان می توان سخن گفت، کماآنکه بسیاری از اساتید و اندیشه وران نیز نوشته اند و گفته اند. و من با دو پیش فرض کلی حرفم را شروع می کنم و مفروض می گیرم درستی شان برای مخاطبان این نوشته،  قبلا اثبات شده است.

بدین قرار: 1- نهاد دانشگاه، نهادی برخواسته از دل مردم و تمدن کشور ما نیست و نهادی است که در کشاکش ورود مدرنیته به ایران، از بالا و توسط نهاد قدرت، وارد شد و به بدین دلیل که به فضای فکری کشورمان تزریق شد، برای متن نیروهای فکری جامعه، ناآشنا و بیگانه می نمود و کارکردهایش مبهم بودند. 2- دلایل متفاوتی ذکر شده است اما توافق بر این است که امروز، جایگاه دانشگاه در کشور ما، و به طریق اولی جایگاه آکادمی های علوم انسانی در ایران، آنچنان که باید نیست و دانشگاه نقش و جایگاه مؤثری در هدایت کشور ندارد.

محمد ملاعباسی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/21 ساعت | لینک ثابت |

از قضای روزگار برعکس همیشه به اتوبوس می رسم. کمی به هم خیره خیره نگاه می کنیم و بعد یخمان وا می رود، می خندیم و لبمان به سلام نیم بندی تر می شود. ورودی 85 انسان شناسی است. کم کم حرفمان می آید و از واحدهای اختیاری تا استادها و امتحانها و... لای بحث ها رژه می رویم...وسط همین حرفهاست که ماجرای خودکشی را می فهمم، بماند که هرچه نشانه می دهد یادم نمی آید که را می گوید و او سر تکان می دهد که طبیعی است، دوستان زیادی نداشت. تمام ترافیک تا خانه را با حال گرفته، کز می کنم میان جمعیت اتوبوس و... به خانه می رسم. خبر را جهانی می کنم و بعد چند روز لای کتابها و جزوه ها یادم می رود...

"در اعتراض به ساختارهایی که ما را..." زیرش هم یک طومار برای امضا و اعلام حمایت و... دهن کجی می کند. صدای نعره های معترض گوشم را پر می کند: " در این که دانشگاه تونسته ما رو به لجن بکشه شکی نیست..." کسی هم در آن میانه قرآن می خواند، تست معارف بود سال کنکورمان به گمانم: " ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم..."

زهرا شهرزاد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/21 ساعت | لینک ثابت |

روایت رویا

ویژه نامه جنوب اسفند ۱۳۸۷

 

دو هفته نامه علمی،فرهنگی،سیاسی سمر

ویژه نامه جنوب، اسفند ۱۳۸۷

صاحب امتیاز: بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

مدیر مسئول: عبدالحمید ضرابی

سردبیر: محدثه چیتگرها

زیر نظر شورای سیاست گذاری

نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در سه شنبه 1387/12/20 ساعت | لینک ثابت |
  • پانزدهمین اردوی میثاق با شهیدان یادواره ی شهید چمران امسال در تاریخ 5 تا 10 اسفند ماه برگزار شد.تحقیقا می توان گفت این اردو بزرگترین اردویی است که هر سال توسط بسیج دانشجویی دانشگاه تهران برگزار می شود و با توجه به حجم وسیع مخاطب آن در حدود 700 تا 800 فر می باشد نیازمند برنامه ریزی در حوزه های متفاوتی از پشتیبانی تا فرهنگی که مهم ترین هدف اردواست می باشد.هدف گذاری اردوی امسال با محوریت مفهوم ((جهاد علمی )) شکل گرفت و در پی آن نام شهید دکتر مصطفی چمران به عنوان یکی از مهم ترین مصداق های عینی این مفهوم برای عنوان اردو انتخاب شد.
  • محدثه چیتگرها


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در سه شنبه 1387/12/20 ساعت | لینک ثابت |

    اگر آه تو از جنس نياز است

    در باغ شهادت باز، ‏‎باز است

    نميدونم چرا اما هرجا كه رفتيم از دوکوهه گرفته تا فکه عبارات دعاي عهد در ذهنم مي او مد اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه .... والمسارعین الیه فی قضا حواﺋجه .... و المحامین عنه و السابقين الي ارادته .. درست بود من در قدمگاه كساني قدم برمي داشتم كه امامشان روي آنها حساب مي كرد و هوايشان را داشت . کسانی که با مهدی زیستند و تا رکاب او رفتند . آنها  كه براي اداي تكليف آمدند و نه كسب نتيجه. آنها كه اخلاصشان حرف آخر را  مي زد.  من در سرزمين حق طلبي كساني بودم كه فرقان راهگشاي آنها بود. من در سبز سرزميني بودم كه نداي الهي هب لي كمال الانقطاع اليك علي "عليه السلام " درباره  تك تك ساكنانش به اجابت رسیده بود . من در سرزميني قدم بر می داشتم كه ساكنانش چو ابراهيم گلستان را در شعله هاديدند. آنان كه رضايت رهبري را علم خود ساختند ، با تشنگي و حق طلبي شان تا كربلا رفتند  و هل من ناصر حسين را بي جواب نگذاشتند .

    خوشا به حالتان كه زيست پاكتان بهترين مرگ ها  را برايتان  رقم زد .خوشا به حالتان كه قدمگاهتان با سادگي و غربتش جادوگر قربت است. خوشا به حالتان  كه مصداق اجابت الهی فاجعلنا ممن اخليت وجهه لک و فرغت فواده لحبك .... و اهلته لعبادتك.... و اخترته لمناجاتك و قطعت عنه  كل شي يقطعه عنك بوديد .  

      با شمايم اي دوازه بانان آسمان !  به ما ، خاك نشينان نظري اندازيد سفارشي از ما به سوي مولايمان ببريد تا ما نيز چون شما پشت او را محكم سازيم و قلب او را خشنود.

    در آخر آنچه برایم می ماند : شرمنده ام ، من كجا و بزم كارزار الهي تان  كجا . خوب می دانم هر چه بود و هست   از عنايت و لطافت شما است وبس .‏

    ف.ح 

    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در سه شنبه 1387/12/20 ساعت | لینک ثابت |

    میخواهی اعتقادی به حضور و نَفس عالم قدس در عالم خاک داشته باش و یا میخواهی معتقد باش که هر اتفاق این عالم بر یک سری قواعد علمی دو دو تا چارتایی بنا شده که هیچ وقت نقض نمیشود و این خرافات است که همه چیز  رو با نگاهی به عالم دیگر تفسیر میکنید . متنی که در زیر میخوانید یادداشتی است از حضور آقا مصطفی چمران در دوره ای از اردویش ، اردویمان ، اردوی پانزدهم سفر به مناطق زیارتی جنوب ایران .  «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاهم عند ربهم یرزقون»

    آسمان هم مکان عجیبی است به خصوص وقتی کار به ته ته خط میرسه . به خصوص وقتی به جایی میرسی که هیچ کسی هیچ کاری نمیتونه برات انجام بده . اون وقته که تو می مونی و آسمون و سری که موقع شرمندگی رو به بالا گرفتی . رسم جالبی است که هر وقت بی کس شدی سربلند میشی . این یعنی توحید . وقتی فهمیدم دیدم آقا مصطفی معلم ما شده.

    سجاد نجفی


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در سه شنبه 1387/12/20 ساعت | لینک ثابت |

    از روی قران کوچکی که همیشه روی سینه اش جای داشت شناختندش آخر پیکر او و هم قطارانش زیر تانک ها له شده بود و داشت از خاطره ها و نه خاطرها پاک می شد  اما پیکر پاکش پیدا شد ومن و همه ما را به یاد ارادت شهید صیاد به این عبارت زیبا انداخت که " من کان للله کان الله له " و به راستی علم الهدی چنین بود و خدا خاطرش را عزیز داشته بود . در تمام حیاتش مدام یک جمله را زمزمه می کرد : کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را

    شهید علم الهدی و 40 دانشجوی بیدار دیگر در این خاک " عاقلانه فکر کردند و عاشقانه زیستند " 40 انسان آزاده که نقش با عظمت خود را به مثابه ی یک انسان متعالی شناختند و با بیداری راهشان را انتخاب کردند نه از جنس اتنخاب های من و تو با ظن وگمان و وهم  ...

    هویزه را با سنگ مرمر سپیدش می شناسم و گنبد آبی همیشگی اش و مزار 40 شهید و کوچه های عزاداری آقا امام حسین و مزار مادری بزرگوار که وصیت کرد تا کنار فرزند همیشه بیدارش دفن شود.

    سارا محمد کمال 


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در سه شنبه 1387/12/20 ساعت | لینک ثابت |

    در تاریخ آمده که سال ها پیش جمعی از بنّایان گرد یک دیگر آمده و تشکیلاتی را به وجود آوردند.آنان خود را بنّای آزاد(free mason) می نامیدند و نام تشکیلات خود را فراماسونری گذاشتند.تشکیلات فراماسونری بعدها اهداف سیاسی پیدا کرد و تبدیل به نوعی انجمن سری شد که هرکسی در آن اجازه ی ورود نمی یافت.فراماسونری با چنین اهدافی از زمانی خاص وارد ایران نیز شده است.مطرح می کنند که میرزا ملکم خان که او را "پدر روشن فکری جدید ایران" نیز نامیده اند، با تاسیس اولین لژ فراماسونری در ایران با نام "مجمع فراموشخانه" ،نخستین کسی است که تشکیلات فراماسونری را وارد ایران کرده است.در عقاید ملکم خان نوشته اند که وی هم چون سایر روشن فکران و منور الفکران اولیه خواهان تسلیم بی چون و چرا در برابر فرهنگ مدرن غربی بوده و در واقع شعار معروف "اخذ تمدن فرنگی" "بدون تصرف ایرانی" و قطعا اسلامی را در مورد او نیز به کار برده اند.در اعتقادات او نوشته اند که معتقد بود که غربی ها با اتکا به دو نوع کارخانه پیشرفت کرده و به جلو گام برداشته اند،"یکی کارخانه ی تولید کالا" و دیگری "کارخانه ی انسان سازی" ... در واقع گویی ملکم با تشکیل فراموشخانه در پی ایجاد کارخانه ی انسان سازی از نوع غربی بوده است...

       حمیده سادات حسینی روحانی     


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در سه شنبه 1387/12/20 ساعت | لینک ثابت |

     

    باورت كه نمي شد..به خودت قبولاندي..ديگر رسيده بودي وبهانه اي نبود براي باور نكردن..كوله بارت را زمين گذاشتي ..سنگين بود..غم هاي يك سال دوري از وطن ..وحالا آمده بودي تا روضه بخواني براي شهدا..از جدايي..برايشان بگويي.. از سختي راه ..از دوري وطن ..از غريبي كردنت در شهر واين كه آنجا هيچ كس نيست كه حرف دلت را بخواند يا حتي به قصه هايت گوش فرا دهد تا برايشان از بيابان بگويي...(تو كه سر گشته بيابان ها شده بودي وديگر دلت جز به آن آرام وقرار نمي گرفت..)

    دوكوهه آغاز راه است ..واگر امان مي دادند شايد تا آخر آنجا مي ماندي..اگر چه شوق جبهه ها در دلت شعله مي كشيد ....به حسينيه همت كه نزديك مي شوي قدم هايت را آرام بر مي داري..زير لب اذن دخول مي خواني وبراي نفس كشيدن در فضايش لحظه شماري مي كني....به گوش دلت نظاره مي كني كه چطور مسحور كلام سردار خيبر گشته...و..

    فرصت كوتاه است وتو مانده اي چگونه اين همه عظمت را در ظرف خالي دلت بگنجاني ..بايد حركت كرد!

    زینب اعلمی


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در سه شنبه 1387/12/20 ساعت | لینک ثابت |

    شماره چهارم، اسفند۱۳۸۷

     

    دو هفته نامه علمی،فرهنگی،سیاسی سمر

    شماره چهارم، اسفند ۱۳۸۷

    صاحب امتیاز: بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

    مدیر مسئول: عبدالحمید ضرابی

    سردبیر: محدثه چیتگرها

    زیر نظر شورای سیاست گذاری

    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/07 ساعت | لینک ثابت |

     

    از وقايع مهم وتاثيرگذار در جامعه جهاني در طي هفته گذشته دو اجلاس بين المللي بود كه با فاصله زماني كمي در شرم الشيخ وتهران برگزار شد .گرچه موضوعات مطرح در اين دواجلاس وهدف آن ها به ظاهر يكي بود! اما همان طور كه رئيس جمهور گفت تفاوت آن ها در عمل مانند تفاوت شيطان وانسان بود!!

    چنان كه اجلاس شرم الشيخ تنها با بهانه كمك به مردم مظلوم غزه وبه صرف استحكام بخشيدن ودر مواردي پر نفوذتر كردن اسرائيل در منطقه وفلسطين برگزار شد. اين اجلاس( که نمايندگان حاضر در آن حاميان آشكار اسرائيل وشورای امنیت بودند) با اهداف سياسي از پيش تعيين شده خود پيش مي رفت. هيچ كس از رژيم صهيونيستي در مورد عملكردش در غزه وكشتار زنان وكودكان وافراد بي گناه غير نظامي شكايت يا حتي سوال هم نكرد وهيچ بحثي در مورد ريشه وعلتهاي اين جنگ وده ها جنگ ديگر عليه مردم فلسطين نشد وتنها دستاورد اين اجلاس اين بود  كه، هزينه هايي براي حل مشكلات وخرابي هاي به جا مانده از حملات اسرائيل در نوار غزه اختصاص داده شد وآن هم با ده ها شرط وشروط كه موجبات تضعيف دولت قانوني حماس  از يك سو ونفوذ وقدرت يابي حكومت خود گردان فلسطين وتثبيت اسرائيل از سوي ديگر شد. والبته صرف هزينه 4 ميليارد دلار هم براي گرفتن اعتراف از زبان حماس ومقاومت در جهت مشروعيت بخشيدن به دولت اسرائيل! !

    زینب اعلمی


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/07 ساعت | لینک ثابت |


     

    دوشنبه هفته قبل بود که خبردار شدیم پنج شهید گمنام دوباره  میزبان ما شدند

    از یکسوخوشحال یودیم که دوباره دعوت شده یم، دوباره ستاره های کبود کور سوی سبز امیدرا در آسمان دودی شهر ما هدیه آورده اند و از سویی دیگر ناراحت و مضطرب..

    آخر خبر آورده بودند که این میهمانی، میهمانان ناخوانده ای نیز دارد،‌ناخوانده هایی که طاقت دیدن میهمانی بزرگ میزبانان جوان را نداشتند. آنهایی که عزم ناچیز خود را جزم کرده بودند تا جشن ما را برهم بریزند...

    و آغازی بی پایان، در کهکشانی نامتناهی پر از ستاره های جوان که خبر از عمر دراز این کهکشان می دادند؛‌قلب هامان از ذوق و یا از اضطراب ناشی از جسارت نامردمان، گهی آرام و گهی تند می زد، آرام و تند، اما می زد. و این تپش نوید حیات جاودان دل های نورسیده را می داد..

    نواها در سوگ جوانان  ایران زمین سر داده می شدند و وداع ها با اشک های بی اختیار چشمان دوخته به راه صورت می گرفت. واما آن سوی میدان شعارها در رثای نابودی مردانگی و عزت، غرور و غیرت، سرداده می شد. ما با شهیدان وداع می کردیم و گروهی با شهادت. مردم، قاصدک های چوبی را بر شانه های خاکی خود بردند و به دستان خاک به امانت سپردند. ما شهیدان را دفن کردیم در قلب هامان اما عده ای شهادت را دفن کردند در زیر خروارها بغض و کینه و جهالت.

    آن هنگام که آن مادر پیرمشتی استخوان را از دل تابوت بیرون کشید و در آغوش می فشرد و چنین می گفت: «پسرم! پسرک خوشکلم! بگو تا به حال کجا بودی، آیا از جگرگوشه ی من خبری آورده ای؟..»

    همگان می نگریستند و بغضها یکی یکی منفجر می شد. وقتی به خود آمدیم دیدیم همه به نظاره ایستاده اند، برخی با چشمان خیس و گونه های سرخ و برخی با چهره های مبهوت و پر از شرمندگی. آری میهمانان ناخوانده نیز بی اختیار به تماشای جشن خوبان نشسته بودند و لبهایشان یارای سر دادن هیچ صدایی نبود جز سکوت.سکوت تنها شعار بود. آنجا بود که یقین کردم همه دعوت شده بودند حتی میهمانان ناخوانده

    مسعود کریمی 

    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/07 ساعت | لینک ثابت |
    ختمش را قبل از مرگش گرفتند...با پایکوبی در راهروهای دانشکده...آن ها که خواسته یا ناخواسته در صدد به دار آویختن دانشگاه بودند، متهم به قتل عمد یا غیر عمد هستند.آن روز صدای خرخر گلوی دانشکده در اثر فشار طناب دار قابل شنیدن بود.
    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/07 ساعت | لینک ثابت |

    در مواجه با مسئلهی «انتخابات» از محوریترین مباحث مطرح در جامعه شناسی سیاسی، همواره بررسی  نحوه عمل  «مردم»  به عنوان کنشگران موثر و «تمام کننده» در کارزارهای انتخاباتی بوده است.

    به دیگر سخن، هرچند «اراده جمعی» در فرآیند تصمیم گیری های سیاسی، همواره از سایر نقش آفرینان پرقدرت میدان مبارزات انتخاباتی، تاثیری غیر قابل انکاری - که البته متناسب با  «فرهنگ سیاسی» و نیز نوع «سازمان یافتگی سیاسی» از جامعه ای به جامعه دیگر متغیر است- را می پذیرد؛ اما بی تردید هر سطح از تاثیر پذیری از سایر مولفه های موثر، به هیچ روی،«مردم» را در فرآیند انتخابات، کنشگری منفعل نمی سازد. بلکه در نهایت، این همان «اراده جمعی» است که نتیجه نهایی را رقم خواهد زد. فرآیند شکل گیری نحوه عمل مردم در تصمیم گیری های عمومی در عرصه سیاست، «رفتار شناسی انتخاباتی مردم» را به یکی از جذاب ترین و در عین حال پیچیده ترین مباحث علوم اجتماعی  مبدل ساخته است. عاملی که بنابر موضوع، نقش محوری را نیز در نحوه عمل نیروهای سیاسی درگیر در فرآیند انتخابات داشته و به موازات، حیطه ای با عنوان «رفتارشناسی انتخاباتی نیروهای سیاسی» را به روی پژوهشگران می گشاید.


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/07 ساعت | لینک ثابت |
    درک از حقیقت و فهم کُنه معنای هستی در طول زمان موضوع دغدغه ی اهل اندیشه بوده است. و برای خود ساحتی قدسی داشته است. اما از جایی به بعد که «دکارت»، با جمله ی «می اندیشم پس هستم»، «اندیشیدن» را علت وجود خواند، هر لحظه بیشتر به انزوا رانده می شد. این شاید نتیجه طبیعی این تفکر نبود اما «اصالت اندیشه» کار خود را کرد..! و عقلی که قرار بود «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحمان» باشد، تاج و تختی جدا برای خود علم کرد. همه چیز، موضوع شناخت و تفلسف و تعقل ذهن انسانی شد که خود را لایق درکر و دانستن همه چیز می داند.
    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/07 ساعت | لینک ثابت |

    از غدیر تا عاشورا و از عاشورا تا ظهور، امتداد میثاقی است که جریان تاریخ شیعه را رقم زده است و اکنون به عصر ما رسیده است. میان علی(ع)،حسین(ع) و مهدی(عج) پیوندی است ناگسستنی همچنان که میان غدیر، عاشورا و ظهور! و در طول تاریخ جریان های مختلفی همواره تلاش کرده اند تا این نقاط عطف مهم را به وادی فراموشی و عدم بسپارند و حکومت های طاغوتی خود را بگسترند حال آنکه باور نداشتند "أنَّ الأرضَ یَرثُها عبادی الصّالحون" و نمی دانستند سنت الهی را که  "والعاقبة ُ للمتّقین" و "لَن یُخلف الله وعدَه..."

    وسنت الهی تحقق پذیرفت و حجج الهی یک به یک از عرش پا بر فرش خاکی نهادند و بنای هدایت آدم گذاشتند؛ "مُستَحفِظٌ بَعدَ مُستَحفِظ مِن مُدَّةٍ الی مُدَّةٍ إقامَةً لِدینِکَ و حُجَّةً علی عِبادِک"


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در چهارشنبه 1387/12/07 ساعت | لینک ثابت |