تبليغاتX
نشریه دانشجویی سمر

یاران دبستانی دیروز ،آشوبگران امروز

یار دبستانی دیروز، دانشکده برایم مرد ...

من دیروز ناباورانه در حالی شاهد برخورد هایت بودم که نمی دانستم این آشوب ها و این کم طاقتی ها یت را چگونه باید تفسیر کنم. در زمانی نه چندان دور،من و تو در کنار هم در یک میز و صندلی سالها در س خواندیم ولی دیروز تمام دوستی های چند ساله امان را از بین بردی.

با انصاف قضاوت کن و بگو من مقصر بودم یا تو! من که ماه ها شاهد فضای نامطلوب و آشفته ی دانشکده بودم و سکوت کردم تا شاید دیرتر وارد این بازی ها شوم وآرامش دانشکده را بیش از از این بر هم نزنم یا تویی که یک روز هم مرا در ابراز عقایدم آزاد نگذاشتی. چند ماه جولان دادی و گفتی هر آنچه خواستی ، کردی هر آنچه خواستی و بجای من و تمام دوستان من تصمیم گیری کرد ی و اگر با تو همراهی نکردم مرا متهم کردی و اگر باتو همصدا نشدم مرا به زور وارد کارهایت کردی و من دیروز در حالی تو را دیدم که یار دبستانی ات را کتک زدی  و دست هایت را همان دستانی که روزی در دستان یار دبستانی ات قرار میدادی به سمت یقه اش بردی و این چنین تمامی حریم ها را شکستی و تمامی حرفها را زدی و تمام کردی خیلی از تردید هایی که در مورد ت وجود داشت البته به نوعی دیروز خیلی صادق شده بودی !!! 

من وبعضی از دوستان انجمنی در یک سال، در یک روز و در یک ساعت به این انشکده وارد شدیم یادت هست اولین کلاسمان را : مبانی جامعه شناسی دکتر صادقی . ولی انگار اصلا جامعه شناسی را، مبنایش را میگویم خوب یاد نگرفتی !چنین رفتار غیر مدنی را در فصل کدام کتابت یافتی ؟کتک زدن و فحاشی را وبر یادت داد یا کنت ؟تو دیروز فقط و فقط داد میزدی و گوشش هایت را گرفته بودی تا نکند ناگهان حرف حقی هم بشنوی مانند همان زمانی که یار دبستانی من بودی اما آن موقع بچه بود ی و لی الان دانشجو شده ای! دانشجو یعنی کسی که به دتبال علم و دانش است اما تو و دوستانت  در این چند مدت فضای دانشجویی را از این دانشکده گرفتی .دیروز دستهایت را با شعار هایی که بروی مقوا نوشته شده بود بالا بردی و چیزی در آنها نوشتی که شانت نبود و بدترینش توهین وتهمت هایی بود که به بسیج زدی و ما را به راحتی متهم به دخالت در امور گروه جامعه شناسی کردی و حتم دارم  بعد از اتمام برنامه خودت هم به این حرفت خندیده ای!! من وتو هر دو دانشجو هستیم و می دانیم اساتید ملزم به پیروی از حرف های هیچ تشکلی نیستند ولی تو نباید بگذاری آنها تورا بازیچه خود قرار دهند . مگر دانشجو خود استقلال اندیشه ندارد و چرا باید.....

این چرا ها از دیروز خیلی در ذهن من رژه میروند و ذهنم از دیروز آنقدر علامت سوال دیده که خودش هم تعجب کرده است؟؟  باور کاری که دیروز کردی سخت است شبیه یک کابوس است . به چه حقی برنامه ای را که آزادانه تصمیم به برگزاری آن گرفتیم برهم زدی ؟صدای فریاد هایت تا طبقه دوم می آمد به من بگو این شان دانشجو بود!!من فقط از تو یک خواهش دارم انجام ده آنچه می گویی که در نزد خدا گفتن آنچه عمل نمی کنی بسیارمغبوض است(یا ایهاالذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون.ای کسانی که ایمان آورده اید!چرا چیزی می گویید که عمل نمی کنید؟نزد خدا سخت مغبوض استکه چیزی بگوییدکه عمل نمی کنید.آیه ی 2و3 سوره ی صف) و تو در رفتارت اصلت را زیر پا گذاشتی آزادی را میگویم منظورم دموکراسی است به خاطر آوردی!!

متین عزیزی

نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در شنبه 1387/12/24 ساعت | لینک ثابت |