اگر آه تو از جنس نياز است
در باغ شهادت باز، باز است
نميدونم چرا اما هرجا كه رفتيم از دوکوهه گرفته تا فکه عبارات دعاي عهد در ذهنم مي او مد اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه .... والمسارعین الیه فی قضا حواﺋجه .... و المحامین عنه و السابقين الي ارادته .. درست بود من در قدمگاه كساني قدم برمي داشتم كه امامشان روي آنها حساب مي كرد و هوايشان را داشت . کسانی که با مهدی زیستند و تا رکاب او رفتند . آنها كه براي اداي تكليف آمدند و نه كسب نتيجه. آنها كه اخلاصشان حرف آخر را مي زد. من در سرزمين حق طلبي كساني بودم كه فرقان راهگشاي آنها بود. من در سبز سرزميني بودم كه نداي الهي هب لي كمال الانقطاع اليك علي "عليه السلام " درباره تك تك ساكنانش به اجابت رسیده بود . من در سرزميني قدم بر می داشتم كه ساكنانش چو ابراهيم گلستان را در شعله هاديدند. آنان كه رضايت رهبري را علم خود ساختند ، با تشنگي و حق طلبي شان تا كربلا رفتند و هل من ناصر حسين را بي جواب نگذاشتند .
خوشا به حالتان كه زيست پاكتان بهترين مرگ ها را برايتان رقم زد .خوشا به حالتان كه قدمگاهتان با سادگي و غربتش جادوگر قربت است. خوشا به حالتان كه مصداق اجابت الهی فاجعلنا ممن اخليت وجهه لک و فرغت فواده لحبك .... و اهلته لعبادتك.... و اخترته لمناجاتك و قطعت عنه كل شي يقطعه عنك بوديد .
با شمايم اي دوازه بانان آسمان ! به ما ، خاك نشينان نظري اندازيد سفارشي از ما به سوي مولايمان ببريد تا ما نيز چون شما پشت او را محكم سازيم و قلب او را خشنود.
در آخر آنچه برایم می ماند : شرمنده ام ، من كجا و بزم كارزار الهي تان كجا . خوب می دانم هر چه بود و هست از عنايت و لطافت شما است وبس .
ف.ح
