از روی قران کوچکی که همیشه روی سینه اش جای داشت شناختندش آخر پیکر او و هم قطارانش زیر تانک ها له شده بود و داشت از خاطره ها و نه خاطرها پاک می شد اما پیکر پاکش پیدا شد ومن و همه ما را به یاد ارادت شهید صیاد به این عبارت زیبا انداخت که " من کان للله کان الله له " و به راستی علم الهدی چنین بود و خدا خاطرش را عزیز داشته بود . در تمام حیاتش مدام یک جمله را زمزمه می کرد : کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را
شهید علم الهدی و 40 دانشجوی بیدار دیگر در این خاک " عاقلانه فکر کردند و عاشقانه زیستند " 40 انسان آزاده که نقش با عظمت خود را به مثابه ی یک انسان متعالی شناختند و با بیداری راهشان را انتخاب کردند نه از جنس اتنخاب های من و تو با ظن وگمان و وهم ...
هویزه را با سنگ مرمر سپیدش می شناسم و گنبد آبی همیشگی اش و مزار 40 شهید و کوچه های عزاداری آقا امام حسین و مزار مادری بزرگوار که وصیت کرد تا کنار فرزند همیشه بیدارش دفن شود.
سارا محمد کمال
ادامه مطلب
