شماره ششم، اسفند۱۳۸۷
دو هفته نامه علمی،فرهنگی،سیاسی سمر
شماره ششم، اسفند ۱۳۸۷
صاحب امتیاز: بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
مدیر مسئول: عبدالحمید ضرابی
سردبیر: محدثه چیتگرها
زیر نظر شورای سیاست گذاری
سرویس دانشگاه : پس از شدت گرفتن روند تخریب چهرهی ریاست گروه جامعه شناسی و خدشه به فرآیندهای حاکم بر آن گروه، از سوی انجمن اسلامی دانشکده و طیفهای موازی آن تشکل، که در روزهای اخیر با تهمت و افترا به دکتر کچویان (ریاست گروه) و بازخواست طلبکارانهی اعضای گروه جامعه شناسی برای تن دادن به ریاست ایشان (امری که با رای قاطع همین اساتید محقق شده بود) همراه شده و حتی اعتراضات برخی از اعضای گروه را نیز در پی داشت؛ بسیج دانشجویی دانشکده، در راستای عمل به وظیفهی خود، از یک سو در حفظ حریم و حرمت اساتید _امری که در روزهای اخیر، به آسانی و با هر بهانهای از سوی طیفهای غوغاسالار به کم ارزشترین متاع دانشکده تبدیل شده- و از سوی دیگر، با توجه به لزوم طرح مباحث و شفاف سازی پیرامون تخلفات نسبت داده شده به ریاست گروه جامعه شناسی در فضایی آرام، عقلانی و به دور از هیجانات و آشوبآفرینیهای ژورنالیستی، به برگزاری تریبون آزاد دانشجویی با حضور برخی از اساتید و ریاست دانشکده و با اعطای فرصت برابر به نمایندگان هریک از تشکلهای فعال دانشجویی پیرامون این موضوع، مبادرت ورزید. در این راستا به طور جداگانه از انجمن اسلامی، شورای صنفی، کانون تئاتر، انجمن علمی جامعهشناسی و جامعهی فرهنگی دعوت به عمل آمد تا با حضور در این تریبون آزاد در صحن علنی دانشکده، با طرح منطقی استنادات و شواهد خود، به شفاف سازی و روشن شدن فضا بپردازند. همچنین در همین راستا و با هدف آگاهی بخشی دانشجویان دانشکده و به ویژه دانشجویان جامعه شناسی از فضای حاکم بر گروهشان، ضمن انتشار بیانیه، به برخی مفاد صورت جلسهی روز گذشتهی اعضای گروه جامعه شناسی در حمایت از رویههای حاکم بر مدیریت گروه و تاکید بر انطباق آن با قانون مصوب، که به تایید کلیهی اعضای گروه رسیده بود؛ استناد شد.
امیر راغب
ادامه مطلب
1. يك آقاي نسبتا محترمي هست در اين دانشكده، به گمانم دانشجو هم هست ايشان. نامش را نگويم شايد بهتر باشد( گرچه با ارائهي توصيفات تكميلي، واضح خواهد بود كه كيست) جلسهي اول پيگيري مطالبات را كه در خلدون برگزار شد، او اجرا كرد. خيلي هم خوب از پسش برآمد، بايد اذعان كنم كه آن روز با اجرايش حال زيادي كردم( به خصوص در برابر گريزهاي آشكار و توجيهات نچسب قمصري) از قضا، جلسه دوم پيگيري مطالبات هم مصادف شد با دومين اجراي آن آقا. اين بار احساس كردم كه مضاف بر نطق نافذ و اجراي خلاقانه اش، در ايجاد التهاب و هيجانات كاذب و به قول گفتني «جو دادن» هم مهارت قابل توجهي دارد. سومين حضور كوبنده اش اما در برنامه ي ديروز بود، آن جا كه با سومين هنرش آشنا شدم. آن هم از نزديك. فكرش را بكن! لگد زدن هاي مكرر او و دوستانش به بساط تريبون آزاد. يك جور لمپنيسم شايد.
2. ديروز البته مي توانستيم شاهد تريبون آزادِ پوياتر و رها تري هم باشيم- اگر قمپزهايي كه در دو جلسه اخير تالار جناب خلدون دَر شد، اندكي حقيقي ميبود- با اين حال همين هم غنيمتي است، خيلي ها را روشن كرد، خيلي ها چون من كه تا يك ماه قبل، نوشتن در امثال سمر برايشان همچون يك سلام و عليك خشك و خالي با اعضاي بسيج ناگوار بود.
حامد موسوی
ادامه مطلب
هایدگر در درسگفتارهای دانشگاه فرایبورگ در اوایل دههی 1960 میلادی، بحثی را در باب تفکر شروع میکند که بعدها در کتابی تحت عنوان «معنای تفکر چیست؟» (was heist Danken?) به طبع میرسد. او پرسش از معنای تفکر را با این جمله آغاز میکند: «اندیشه برانگیزترین امر آن است که ما هنوز فکر نمیکنیم!» و سپس ادامه میدهد: «شاید انسانِ تاکنونی از قرنها پیش بسیار زیاد عمل کرده و بسیار اندک فکر کرده است... و در این میان وضعیت جهان، مدام اندیشهبرانگیزتر میشود...»
از دو روز پیش که بیانیهی «جامعهی فرهنگی دانشجویان» را خواندم، این عبارات دائماً در جلوی چشمانم رژه میروند. جالب آنکه در این بیانیه از سقراط و ارسطو تا هایدگر مایه گذاشته شده بود تا «پرسشگری» به عنوان «حق مسلم» دانشجویان پذیرفته گردد. و ظاهراً کسی از خود سوال نکرد که پرسشِ مد نظر سقراط و ارسطو و هایدگر چه نسبتی با اتفاقات اخیر دانشکده داشته و دارد؟!
مگر نه اینکه ارسطو پرسشگران را به گذر از «فطرت اول» به «فطرت ثانی» میخواند و مگر نه اینکه تمام همّ هایدگر بر گذر از روزمرگیها و اکنونزدگیهای «فردِ منتشر»(Dasman) است؟
احمدرضا بلیغ
ادامه مطلب
یاران دبستانی دیروز ،آشوبگران امروز
یار دبستانی دیروز، دانشکده برایم مرد ...
من دیروز ناباورانه در حالی شاهد برخورد هایت بودم که نمی دانستم این آشوب ها و این کم طاقتی ها یت را چگونه باید تفسیر کنم. در زمانی نه چندان دور،من و تو در کنار هم در یک میز و صندلی سالها در س خواندیم ولی دیروز تمام دوستی های چند ساله امان را از بین بردی.
با انصاف قضاوت کن و بگو من مقصر بودم یا تو! من که ماه ها شاهد فضای نامطلوب و آشفته ی دانشکده بودم و سکوت کردم تا شاید دیرتر وارد این بازی ها شوم وآرامش دانشکده را بیش از از این بر هم نزنم یا تویی که یک روز هم مرا در ابراز عقایدم آزاد نگذاشتی. چند ماه جولان دادی و گفتی هر آنچه خواستی ، کردی هر آنچه خواستی و بجای من و تمام دوستان من تصمیم گیری کرد ی و اگر با تو همراهی نکردم مرا متهم کردی و اگر باتو همصدا نشدم مرا به زور وارد کارهایت کردی و من دیروز در حالی تو را دیدم که یار دبستانی ات را کتک زدی و دست هایت را همان دستانی که روزی در دستان یار دبستانی ات قرار میدادی به سمت یقه اش بردی و این چنین تمامی حریم ها را شکستی و تمامی حرفها را زدی و تمام کردی خیلی از تردید هایی که در مورد ت وجود داشت البته به نوعی دیروز خیلی صادق شده بودی !!!
من وبعضی از دوستان انجمنی در یک سال، در یک روز و در یک ساعت به این انشکده وارد شدیم یادت هست اولین کلاسمان را : مبانی جامعه شناسی دکتر صادقی . ولی انگار اصلا جامعه شناسی را، مبنایش را میگویم خوب یاد نگرفتی !چنین رفتار غیر مدنی را در فصل کدام کتابت یافتی ؟کتک زدن و فحاشی را وبر یادت داد یا کنت ؟تو دیروز فقط و فقط داد میزدی و گوشش هایت را گرفته بودی تا نکند ناگهان حرف حقی هم بشنوی مانند همان زمانی که یار دبستانی من بودی اما آن موقع بچه بود ی و لی الان دانشجو شده ای! دانشجو یعنی کسی که به دتبال علم و دانش است اما تو و دوستانت در این چند مدت فضای دانشجویی را از این دانشکده گرفتی .دیروز دستهایت را با شعار هایی که بروی مقوا نوشته شده بود بالا بردی و چیزی در آنها نوشتی که شانت نبود و بدترینش توهین وتهمت هایی بود که به بسیج زدی و ما را به راحتی متهم به دخالت در امور گروه جامعه شناسی کردی و حتم دارم بعد از اتمام برنامه خودت هم به این حرفت خندیده ای!! من وتو هر دو دانشجو هستیم و می دانیم اساتید ملزم به پیروی از حرف های هیچ تشکلی نیستند ولی تو نباید بگذاری آنها تورا بازیچه خود قرار دهند . مگر دانشجو خود استقلال اندیشه ندارد و چرا باید.....
این چرا ها از دیروز خیلی در ذهن من رژه میروند و ذهنم از دیروز آنقدر علامت سوال دیده که خودش هم تعجب کرده است؟؟ باور کاری که دیروز کردی سخت است شبیه یک کابوس است . به چه حقی برنامه ای را که آزادانه تصمیم به برگزاری آن گرفتیم برهم زدی ؟صدای فریاد هایت تا طبقه دوم می آمد به من بگو این شان دانشجو بود!!من فقط از تو یک خواهش دارم انجام ده آنچه می گویی که در نزد خدا گفتن آنچه عمل نمی کنی بسیارمغبوض است(یا ایهاالذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون.ای کسانی که ایمان آورده اید!چرا چیزی می گویید که عمل نمی کنید؟نزد خدا سخت مغبوض استکه چیزی بگوییدکه عمل نمی کنید.آیه ی 2و3 سوره ی صف) و تو در رفتارت اصلت را زیر پا گذاشتی آزادی را میگویم منظورم دموکراسی است به خاطر آوردی!!
متین عزیزی
گاهي اوقات با استفاده بعضي از واژه ها يا مفاهيم (كه در معناي دقيق آن ها يا اجماعي وجود ندارد يا اين كه معناي عام آن كه اكثرا وقتي در ميان عموم مردم به كار برده مي شود با معناي درست آن تفاوت دارد) امكان سفسطه ومغالطه رادر اذهان فراهم مي كند وچنان مشكل ساز مي شود كه حالا بيا ودرستش كن..!
از جمله اين مفاهيم مفهوم آزادي است كه در سطح اجتماعي آن به دموكراسي وواژه هايي امثال اين تعبير مي شود وامروزه در محافل علمي واجتماعي وهمچنين در سطح مجامع بين المللي بحثي است بسيار پر رونق .
وهمچنيت در كشور خودمان انديشمندان بزرگي همچون شهيد مطهري در اين مورد سخنراني كرده اند وحتي كتاب ها نوشته شده است.
بحثي كه قصد داشتم اين جادر موردهمين مفهوم به طور خاص بيان كنم بسيار طولاني تر ازاين است كه در اين مقال بگنجد، اما آنچه كه نمي شود از آن گذشت امر نسبي يا مطلق بودن آزادي است .اگرچه بعضي هر چند معدود ادعا مي كنند كه آزادي امريست مطلق اما همان افراد نيز وقتي در عمل نمي توانند اين امر رابپذيرند چرا كه آزادي مطلق يك هرج ومرج طلبي رابه دنبال دارد كه جوامع رابه مرض آنار شيسم مبتلا مي كند وكنترل قوانين را از دست مسوولين خارج مي سازد..
زینب اعلمی
ادامه مطلب
