تبليغاتX
نشریه دانشجویی سمر - نوروز و جامعه ایرانی

مطلبی که از نظر می گذرانید خلاصه کوتاهی از مصاحبه دکتر فیاض با کانون اندیشه جوان در تاریخ 22 اسفند 87 است.

-لطفا در ابتدای بحث به تعریف عید نوروز و جایگاه آن در فرهنگ جامعه ایرانی بپردازید .  
عید، همان طور که از معنی آن بر می آید به معنی بازگشت است و اعیاد یا بازگشت هایی که از آنها بحث میکنیم، یعنی زمان هایی که منقطع می شود و زمان، بجای آنکه به صورت خطی در بیاید به صورت دوری در می آید . زمان، در واقعیت به صورت خطی جلو می رود. مثلا کره زمین به دور خورشید به صورت متوالی می چرخد، منظومه شمسی و کهکشان راه شیری در حال حرکت است و همه در یک مسیر و در یک خط به پیش می روند. اما ما در زندگی احساس خط نمی کنیم، بلکه زندگی را به صورت دوری در می آوریم انسان این خط را با قرار دادن چیزی منقطع کننده به دوری تبدیل می کند . علت آن این است که در تسلسل و در حالت خطی زندگی به شدت بی معنا می شود و چون انسان این بی معنایی را نمی خواهد داشته باشد، آن را منقطع و دایره ای می کند تا با معنا شود . و حالا ما برای دوری کردن عمر و زمان از گردش زمین به دور خورشید و گردش ماه به دور زمین استفاده کرده و سال و ماه شمسی و قمری را به وجود می آوریم .
 
خلاصه اینکه اولین چیزی که مردم شناسان گفته اند این است که اگر این «انقطاع» را نداشته باشیم و تسلسل به وجود بیاید، بی معنایی خواهیم داشت.
 
مسئله نوروز هم بر همین اساس است . نوروز یعنی روز نو ؛ که دیگر روز قدیمی نیست و بنابراین، در زمان انقطاع تاریخی به وجود می آورد و این انقطاع، زندگی را از حالت بی معنایی در آورده و به آن جهت می دهد، و ما آن را با معنویت؛ که به معنای قصد ها است، همراه کرده ایم .
 
حال، نکته اینجا است که، هرچه ما انقطاع ها را در زندگی بیشتر کنیم، بهتر است. چرا که زندگی معنادارتر می شود. مثلا سال پیامبر اعظم (ص) یا سال امام علی (ع ) و ... درست می کنیم. یعنی زمان را منقطع و معنادار می سازیم . و این یکی از کارهای ماست، برای آنکه زندگی را معنادار تر کنیم و جامعه را از بحران های روحی و روانی و عدم انسجام در بیاوریم.
 
-رابطه میان عید نوروز با اسلام چگونه است و اسلام در باقی ماندن عید در جامعه ایرانی چه نقشی را ایفا کرده است؟
 
اگر در چیزی فساد و یا ضرری نباشد، اسلام آن را می پذیرد و حتی درمورد نوروز هم؛ در کشور ما رنگ و بوی اسلامی گرفته است و برای آن دعاهایی بوجود آمده است. اما در جاهای دیگر اینگونه نیست، مثلا همین نوروز برای تاجیکستان و آذربایجان و حتی ارامنه هم وجود دارد و به عنوان هویت ملی است.الان گفته می شود تا 800 میلیون نفر، نوروز را جشن می گیرند، و در سازمان ملل متحد، عید نوروز یک عید جهانی قلمداد شده است که آثار فرهنگی جهانی دارد.  

این تعریف چگونه صورت گرفته است؟ و نقش فرهنگسازان و رسانه ها در ارائه این تعاریف به چه صورت است؟ 
هر چه در جامعه، سازمان های اجتماعی و یا رفتارهای اجتماعی کارکرد داشته باشد، می ماند و بازتولید می شود. عید نوروز فقط برای تفریح و دید وبازدید و ... است . در محرم دخالت می کنیم و می گوییم در مراسم ها، فساد می کنند. عروسی همیشه با هلهله و شادی همراه بوده است، و حالا ما به جای اینکه به مردم راه  حل بدهیم و بگوییم چگونه عزاداری کنند و یا چگونه به شادی بپردازند، فقط آنها را از انجام کار نهی می کنیم. یعنی می خواهیم چیزی را که کارکرد دارد، از بین ببریم و حذف کنیم، به جای آنکه آن را اصلاح کنیم؛ و این کژکارکردی را بوجود می آورد. مشکل ما این است که جاهایی که فرهنگ سازی کنند، نداریم. ما باید به مردم، درست عمل کردن و فساد نکردن را یاد بدهیم؛ نه اینکه صورت مسئله را پاک کنیم .
 
در رابطه ی میان فرهنگ سنتی ایرانی و فرهنگ دینی اسلام به نظر می رسد که جلوتر از متفکران ونخبگان جامعه، خود مردم هر چیزی را در جای خود قرار می دهند. به عنوان مثال در چند سال گذشته که محرم با عید نوروز همزمان شده بود، در حالی که نخبگان به دنبال راهی میان این دو مناسبت بودند، اما مردم خود به زیبایی هر دوی اینها را در کنار هم برپا نمودند ...
 
این مسئله را در زمان شاه عباس و ناصر الدین شاه هم داشته ایم، و چون هر دوی اینها دارای کارکرد هستند مردم خود آن را درست  می کنند. یعنی دین  وقتی وارد فرهنگ می شود و کارکرد پیدا می کند، باقی می ماند. مانند عزاداری برای امام حسین (ع) که موجب همبستگی عمومی، همبستگی محله ای، و یک نوع رابطه عاطفی میان مردم و امام می شود. آثاری که مردم می بینند، نذر می کنند و حاجت می گیرند، این مسئله را به وجود می آورد. حتی الان، سنی ها هم می آیند و آش می گیرند و برخی از سنی هایی که به تهران می آیند کم کم شیعه می شوند. چون کارکردها را مشاهده می کنند. کاری که ما می توانیم بکنیم این است که به مردم کمک کنیم تا فرهنگ درست را بازتولید کنند.
 
-جالب است که در فرهنگ ما از میان اعیاد مختلف مانند تیرگان، مهرگان، سده  و غیره، دو عید نوروز و یلدا در فرهنگ امروز ما باقی مانده اند؛ دو عیدی که هر دو در ارتباط با زمان طبیعی است؛ یکی آغاز گرم شدن هواست و دومی آغاز سرد شدن هوا، و هر دو این اعیاد هم عناصر مشترکی از قبیل دید و بازدید و در کنار خانواده لحظاتی را گذراندن را دارند. انگار قرار است این انقطاع زمانی را برای هر شش ماه تکرار کنیم.
 
بله، اینها باقی ماندند، چون دارای کارکرد در جامعه هستند. برخی که سنت گرا هستند، خیال می کنند که نخبگان می توانند جلوی تغیرات را بگیرند، در حالی که در اشتباه هستند؛ زیرا زندگی برای مردم اصل است، و هرچیزی که با زندگی آنها بسازد قبول دارند، و چیزی که متناسب با آن نباشد، به دور می اندازند. نوروز کارکرد اجتماعی داشت، و انقطاع زمانی به وجود می آورد، و موجب تغییر سال می شد . نوروز اول سال شمسی است که مشکل سال قمری را که هر سال 10 روز به عقب می رود و در طول فصل ها در گردش است را ندارد و در ابتدای بهار هم واقع می شود. این مسئله، نه تنها در قدیم که در جامعه مدرن هم کارکردهایش را حفظ نمود و لذا باقی ماند. دیگر شب یلدا را کسی شبی نمی داند، که نور بر تاریکی غلبه کرد و یا خدا بر شیطان پیروز گردید. بلکه این شب را شبی می دانند که خانواده و اقوام به دور هم جمع می شوند.
 
 اگر ایامی مانند یلدا و نوروز نبود جامعه ی ما به طور وحشتناکی نابود می شد. سنی، شیعه، ترک، کرد و لر همه نوروز را جشن می گیرند و نوروز در هند، و حتی تا شمال چین هم جدی است و به عیدی جهانی تبدیل می شود، و این علاوه بر این که بسط فرهنگ ایرانی در منطقه و جهان است، نشان دهنده آن است که نوروز در دنیای امروز دارای کارکرد های بسیاری است. و زمان آن هم نیز برای کل جهان معنادار است چرا که سبز شدن دوباره طبیعت است.

 

نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در سه شنبه 1388/01/18 ساعت | لینک ثابت |