آیت ا... جوادی آملی نیز در مقاله ای پیرامون زوایایی از هنر اسلامی و جدایی آن از هنر غیر اسلامی درباره ی آن شهید بزرگوار می نویسد : " روایت فتح را با درایت شهادت آمیختن و هنر تصویر را با نظر تحقیق هماهنگ ساختن و دو قوس صعود و نزول را با منحنی تام هنر اسلامی دور زدن , و معقول را با عبور از بستر خیال محسوس کردن , و محسوس را با گذر از گذر گاه تخیل معقول نمودن , و تجرد تام عقلی را در کسوت خیال کشیدن و از آنجا به جامه ی حس در آوردن و سپس از پیراهن حس کسوت خیال را تخلیه نمودن و به بارگاه تجرد کامل عقلی رسیدن و رساندن و در لفافه ی هنر , سه عالم عقل و مثال و طبیعت را به هم مرتبط جلوه دادن و کاروان دلباخته ی جمال محبوب را از تنگنای طبیعت به در آوردن و از منزل مثال رهایی بخشیدن و به حرم امن عقل رساندن که عناصر اصلی هنر اسلامی را تشکیل می دهند در سلاله ی سلسله ی سادات و دوره ی شجره ی طوبای شهادت یعنی شهید سعید , سید مرتضی آوینی و دیگر هنرمندان متعد دینی تبلور یافت و می یابد . جامه ی رسای هنر و پوشش پرنیانی هنر پروری جز بر اندام کانل جامع سالکانی چون شهیدان شاهد برازنده نیست و قبای اطاس هنر جز برای قامت راست قامتان تاریخ و شیفتگان خدمت , نه تشنگان قدرت زیبنده نخواهد بود .هنرمند قر آنی همان فرزانه ی جهان بینی است که هرگز به مکتب های الحادی اعتنایی ندارد و به ره آورد بی مایه ی مکتب های مادی چشم نمی دوزد ."
کتاب رستاخیز جان حاوی نکات مهمی در باره ی "ادبیات آزاد یا متعهد ؟, رمان و انقلاب اسلامی , آزادی قلم , رستاخیز جسم و رستاخیز جان , چرا روشنفکران مورد اتهام هستند ؟ , منشور تجدید عهد هنر و .... " در سه جلد , عصاره ی تاملات آوینی در باره ی جریانات پیرامونش را در بر دارد .اسوه ی ادبیات انقلاب , از نگاه نویسنده و از همکاران شهید آوینی , علیرضا حجت کمری , چنین توصیف می شود " نوشته های آوینی نشان می دهد که او به یک ( مشخصه ی زبانی ) دست یافته بود . این طرز , سبک و مشخصه ی زبانی را می توان از آن جهت که ( بیان ما فی الضمیر ) او نیز هست , مورد توجه قرار داد . در اینجا سبک صوری نوشتار آوینی صرفا مراد اصلی من نیست ( اگرچه همین ویژگی ها با معبارهای نقد ادبی امروز , او را به عنوان یک نویسنده و حتی ادب شناس به ما معرفی می کند ), بلکه من به این مطلب می خواهم توجه بدهم که او را از این حیث متفکر می دانم , زیرا که زبان در معنای هستی شناسی و دقیق آن معرف معرفت و نشان دهنده ی عیب و نقص آدمی است و زبان عین تفکر است ." این اندیشه ی خاص فکری حکمی که بر زبان آوینی جوشیده است و او را به مثابه نمونه ی عالی ادب انقلاب اسلامی به ما می شناساند , در جاهایی به جوشش و فیضان می رسد , یکی در یاد امام ( ره ) و دیگری میدان دفاع از انقلاب اسلامی و شرح حال رزمندگان و آنچه متعلق به آندوران و هنگامه ی شگفت است .اینجاست که بیش و کم بی قراری و شیفتگی آوینی آشکار می شود و زبان گویا و محرم راوی فتح , زبان حال و ترجمان جان نه تنها رزمندگان که جماد و نبات می شود و او را از در و دیوار دوکوهه , آسمان خونین شهر و جای جای جبهه های جنگ , آن سان سخن می گوید که گویی ( یوم تبلی السرائر ) را به چشم مکاشفه خود مشاهده کرده است .
مرتضی آوینی معتقد بود یکی از اظهارات فریبنده ای که بسیار شنیده میشود این است که " عقیده ی هرکس برای خدش محترم است ." از آنجا که امروز در سراسر جهان , حاکمیت با فرهنگ و نظام ارزشی غرب است , این گفته بصورت یک اصل محکم لا یتغیر و معیار مطلقی مطرح می شود که واجب الاتباع است و جای هیچ گونه تردیدی در آن وجود ندارد . مقاله ی " آزادی عقیده " در کتاب " حکومت فرزانگان " تحلیلی است که این شهید بزرگوار در باب آزادی بیان بدست می دهد . به نظر آوینی " خود باختگی " بشر امروز تا بدانجاست که حتی در منطقه ی اسلامی و بعضا در ایران , بویژه در نزد روشنفکران و تحصیل کرده های دانشگاه , احکام اسلام تا آنجا اعتبار دارد که با " معیار های مطلق تمدن معاصر غرب " مخالفتی نداشته باشد .او می گوید که به حکم دعوت انبیا علیهم السلام : گ قولوا لا اله الا ا... تفلحوا " که ما را به یک حقیقت واحد دعوت می کند و تعدد مصادیق حق را در خارج از ما نفی می کند , چگونه می توان آزادی عقیده را تصویب کرد و اصولا آنجا که حق بیش از یکی نیست , آزادی عقیده چه مفهومی می تواند داشته باشد ؟ به زعم آوینی انسان فطرتا همواره گرایش به حق و حقیقت دارد , همانطور که باز هم فطرتا قائل به وحدانیت حقیقت است و از این رو آزادی عقیده با گرایش های فطری انسان منافات دارد . برای انسان در قضاوت و انتخاب , همیشه امر دایر بین نفی و اثبات است و شق سومی ندارد . چرا که حقیقت از نظر ما یعنی انطباق با واقعیت خارجی و البته قر آن نیز صراحتا همین معنا را تا یید می کند .. آوینی بر آن باور است که آن آزادی که در فرهنگ غرب مورد ستایش قرار گرفته است , عین اسارت است . اسارت در غل و زنجیر های سنگین و پر رنج غرایز و امیال حیوانی , اسارت در زندان پر فریب دنیا .آن آزادی به معنای قبول بندگی غیر خدا است و قائل شدن به استقلال ذاتی برای اسباب و علل .
بطور کلی و با توضیحات مختصری که در باره ی بعضی آثار و مقالات شهید آوینی داده شد می توان گفت که مجموعه ی آثار این بزرگوار هم از حیث کمیت , هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب آور است . در حالی که سر چشمه ی اصلی تفکر او به قر آن , نهج البلاغه , کلمات معصومین (ع) و آثار و گفتار حضرت امام (ره ) باز می گشت . با تفکر فلسفی غرب و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی بر آمده از نور حکمت آن را نقد و بررسی می کرد .براستی که آوینی , این جستجو گر حقیقت , که سالها به دنبال آن بوده وتحولات کوچک و بزرگ سیاسی , اجتماعی , حتی هنری و ادبی قبل از انقلاب , جستجوی اورا بی جواب می گذاشت , آن را در وجود مبارک حضرت امام پیدا کرده و براستی که سید شهیدان اهل قلم شد .