تبليغاتX
نشریه دانشجویی سمر - سنت های نظری در آکادمی های علوم اجتماعی(3)

اجازه بدهید از زاویه ی دیگری به نظاره بحث قبلي بنشینیم:

اگر سری به اتاق انجمن های علمی دانشکده بزنید، بلافاصله، متوجه مجموعه عکس وسیعی از دانشمندان علوم اجتماعی خواهید شد که در کنار یکدیگر روی دیوار ساکت و سر به زیر، نصب شده اند. مجموعه پر و پیمانی از قدیمی هایی چون داروین تا کلاسیک هایی مثل وبر و مالینوفسکی و ... تا جدید تر ها: مارکوزه، فوکو، پوپر و... تا خیلی جدیدهایی همانند دریدا. اولین دفعه که من این مجموعه را دیدم، نحوه چینش این افراد برایم جالب آمد. متوجه شدم که پوپر و مارکوزه، درست کنار یکدیگر نصب شده اند‏‏‏، به هم چنين دريدا و دوركيم! و برایم غریب بود که اینهمه اندیشمند مطرح در حوزه علوم اجتماعی اينگونه کنار هم نشسته اند. بگذارید این مجموعه عکس را جدی تر در نظر بگیریم متصور شویم که در حوزه علمی و نظری، بخواهیم همه این اندیشمندان را کنار هم بنشانیم. به نظر می رسد که این اتفاقی است که در ذهن بسیاری از کسانی که ما امروز در ایران به عنوان جامعه شناس می شناسیم، افتاده است. در واقع ما توانسته ایم با نحوه ای از آموزش عالی، اتفاقی را که تنها می تواند در یک کتابخانه یا مجموعه عکس بیفتد – یعنی کنار هم چیده شدن آدم ها یا کتابها و نظریاتی که هر کدام با دیگری اختلافات عمیق و ریشه داری دارند و چه بسا هر کدام بقیه را نفی کنند- در شاکله یک تحلیل گر اجتماعی به جامعه تحویل دهیم. جای شکی نیست که برای فردی در مقام استاد دانشگاه، این کاملا پسندیده و لازم است که بر تمام این پهنه ی نظری تسلط و تبحر داشته باشد و تمام این گفتمان های فکری را بشناسد؛ البته این خود، آرمان مطلوبی است که اغلب روی نمی دهد و وقوعش را بیشتر باید امید داشت اما حقیقت امر چیست؟ آیا پس زمینه ی فکری یک اندیشمند هم همانند دیوار انجمن علمی است؟ یعنی همه آن دانشمندان با اندازه های مساوی و با وضوح یکسان در آن ظهور دارند؟ پر واضح است که نه. متفکرانی بسیار برجسته و درخشانند و دیگران کم فروغ و نامطرح. نگاه کسانی به واقعیت جهان بیرون نزدیک تر می آید و بر آنها تأثیر می گذارند. این سودا بس قدیمی شده است که علم از صفر شروع می شود و گزاره های علمی بیطرف اند و حاصل تجربه های ناب. همه اهل علم امروز معتقدند که علم از نظریه ها و پیشفرض ها می آغازد و پیروان مکاتب علمی، تصمیم گرفته اند تا پیرو آن مکتب باشند. واقعیت، واقعا وجود ندارد و این پیشفرض ها و پیشانظریه ها هستند که آنرا برمی سازند. تبیین این نظر هدف این متن نیست و به طور خلاصه می توان گفت که شناختن جامعه ایران، بدون یک چارچوب نظری، بدون یک سنت فکری آگانه، شناختی هرهری مآبانه و سردر گم خواهد بود و راه به جایی نخواهد برد.

در چنین بحثی، البته سولات فراوانی مطرح خواهند بود که جدی ترین آنها، این است که چه لزومی دارد یک آکادمی به عنوان یک نهاد، دارای یک سنت فکری باشد؟ و چه بهتر که هر کسی به کار خود بپردازد و هر سنت فکری را که درست می داند برگزیند و کنار یکدیگر هم مشغول به تحصیل و تدریس باشند. این سوال بحث مفصلی را در پی خواهد داشت که آیا  یک نفر، به تنهایی توانایی ایجاد یک سنت فکری را دارد؟ روشن است که خیر. همه سنتهای فکری با تلاش مادام العمر گروه بزرگی از اندیشمندان، شکل گرفته اند و قوام یافته اند. و زمان درازی به طول انجامیده تا یک ایده و جهان بینی به یک پارادایم علمی تبدیل شود و توانایی حل مشکل را پیدا کند. در واقع تبدیل نیروهای فکری، به افرادی که تک تک به کار خود مشغول اند، فرصت شکل گیری چارچوبی معنایی که جهان اجتماعی در تمام جنبه های خودش در آن معنا می شود و شکل می یابد ناممکن است. از آن گذشته، باید به امکان عملی این آرمان اندیشید که آیا همه کسانی که قرار است به نوعی به حوزه علوم اجتماعی مربوط باشند، قرار است از خود یک سنت فکری داشته باشند؟ پاسخ این سوال خود به خود روشن است. علم دارای پیشروانی است که می توانند از مرزهای ایجاد شده علم برگذرند و حرف های جدیدی بیاورند. اینان طلیعه داران ایجاد گفتمان های جدید علمی اند. اما اکثر افرادی که در حوزه علم مشغول اند، پیرو این گروه پیشرو خواهند بود. البته این پیروی به هیچ روی اجباری و تمامیت خواهانه نیست. بلکه آنچنان که قبلا گفته شد، یک تصمیم است.

از زاویه دیگری بنگریم، دانشگاه، علاوه بر آنکه محلی برای رشد و نمو نظرات نوین است، محلی است برای آموزش دانشجویان. و این بسیار دور از واقعیت خواهد بود که بگوییم هر دانشگاه، آنهم در حد و اندازه ی دانشگاه های ایران، قادر است همه سنت های نظری را در خود همزمان آموزش دهد. خیر. چنین اتفاقی هیچ گاه نخواهد افتاد.

به نظر می رسد که دانشگاه های ایران، علی الخصوص در رشته های علوم انسانی و علوم اجتماعی، محتاج یک تصمیم گیری اند. منتظر نقطه شروعی که بر اساس آن، حرکت و تولید علم معنادار شود. محتاج پدیدایی سنت فکری و نظری ای هستند که آنها را از سردرگمی و پوچی بیرون بیاورد

نوشته شده توسط بسیج دانشجویی در دوشنبه 1388/01/24 ساعت | لینک ثابت |