شعار های زیبا و جذاب انتخاباتی که اغلب همراه با ابهامات زیادی هستند هرچند سبب جلب توجه مردم به یک کاندیدای مورد نظر شوند اما در آینده نه چندان دور ودر صورت پیروزی در انتخابات ،تعهدات بسیاری برای افراد پدید می آورند.اما تجربه نشان داده چندان ضمانت اجرایی برای عمل به وعده ها از سوی کاندیداها وجود ندارد و در این میان بیچاره مردم!
هفته قبل پس از حضور مهندس موسوی به عنوان نماینده جبهه اصلاحات در انتخابات،دو طیف رادیکال
اصلاح طلبان یعنی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین پس از تشکیل جلسه با میرحسین، هر یک طی بیانیه ای حمایت کامل خود را از وی رسما اعلام کردند.
اگر بخواهیم از زاویه گفتمان میرحسین که روز دوشنبه در تالار امفی تئاترروزنامه اطلاعات مواضع خود را رسما تشریح کرد،به این قضیه بنگریم،شاید این مسئله مبارکی باشد.! چرا که وی اعلام داشت از همه سلیقه ها در دولت خود و باالطبع اداره مملکت استفاده میکند.از تقسیم بندی های خودی،غیر خودی خودداری می کند واحزاب را یک خانواده بزرگ تلقی خواهد کرد.
شاید این موضوع تلقی وی از ثبات مدیریتی و رویه اعتدال باشدکه البته این موضوع، محل بحث است.
اما از سوی دیگر اینگونه تعامل موسوی با دو طیف مجاهدین و مشارکت قابل تامل است ،و آن نگاهی اجمالی به سابقه تاریخی این دو جریان در عرصه سیاست است.
سازمان مجاهدین که هسته مرکزی آن را افراد کارکشته ای چون بهزاد نبوی،حجاریان، شکوری راد ،سلامتی و...تشکیل می دهند در دوران اصلاحات و نیز انتخابات84 کارنامه تیره ای از خود بر جای گذاشتند. که با اندک تفحصی می توان دریافت اعتدال ومیانه روی در این مرام، محلی از اعراب ندارد!
تدارکاتچی دانستن رئیس جمهور، القاء وجود دوگانگی در راس نظام، انتقاد های پی درپی درمورد نظارت استصوابی شورای نگهبان ،تحریم انتخابات ، عدم پذیرش حکم حکومتی و....
ونیز تحصن نمایندگان مجلس ششم و بازتاب آن در رسانه های بیگانه،نامه سرگشاده آنان به رهبری مبنی بر پذیرش عقب نشینی در موضوع هسته ای و نوشیدن جام زهرومواردی از این دست که در تاریخ حاکمیت اصلاحات فراوانند.
ماجرای هاشم آغاجری را که یادتان هست؟آن توهین هاوبی حرمتی ها به ساحت پیامبر عظیم الشان اسلام،ائمه وامام راحل ودیگرمقدسات.حتما یادتان هست که در همان زمان این شخص علی رغم همه این مسائل مورد حمایت کامل سازمان مجاهدین که خود از اعضای مرکزی اش بود قرار گرفت ؟و واکنش شدید علما از جمله مرحوم آیت الله مشکینی که این سازمان را غیر مشروع خوانده و از عموم مسلمین خواستند تا با این حزب همکاری نکنند.
و اما سخنی با مهندس موسوی:
آقای موسوی من به عنوان یک نسل سومی از شما میپرسم،آیا همکاری و تعامل با چنین جریاناتی تعادل و میانه روی است؟
مگر شما همین چند روز پیش نگفتید که پایبند به اصول انقلاب و آرمانهای امام راحل هستید؟مگر اصلی ترین رکن این نظام تبعیت از ولی فقیه زمانه نیست؟کدام یک از این افرادوجریانات کوچکترین پایبندی به این اصل دارند؟
در رابطه با قانون اساسی گفتید،این که قانون را در صورت نقص با قانون تغییر می دهید.با این سخنتان ناخودآگاه در ذهنم انتخابات84 تداعی شد. آن سخنرانی های جنجالی دکتر معین،و حجاریان که در حمایت از وی سنگ تمام گذاشت! شاید مراد شما از وجود نقص در قانون اساسی همان بحث های تکراری حوزه اختیارات رهبری و رئیس جمهور است؟!
به ما حق بدهید نگران آینده باشیم،نگران از پایبندی شما به مواضعتان.
یادم هست که رئیس جمهور قبلی در دولت اصلاحات در اواخر دوران ریاست خود یعنی هنگامه انتخابات 84 هنگامی که به علت وجود ترافیک دیر به یک جلسه رسیده بود خطاب به شهردار تهران اینچنین گفت:
«از طرف کسانی که قادر نیستند شهر را اداره کنند،عذرخواهی می کنم،واقعا این فاجعه است که با آمدن باران در وضع رفت وآمد اینچنین اخلال می شود... متشکرم از اینکه کلاه دیگری بر سرم نگذاشتید و به پوشاندن ردای دکتری اکتفا کردید.من قبلا دو بار بر سرم کلاه گذاشته اند،گرچه به لطف خداوند تا چند ماه دیگر یکی از این کلاهها برداشته خواهد شد،ولی در شگفتم که برای برداشتن این کلاه صف طویلی تشکیل شده تا یک نفر این کلاه را بر سر خود بگذارد... »
زمان، بسیاری از مسائل را روشن خواهد کرد.آخرین نخست وزیر ایران، که بعد از 20 سال دوری از عرصه سیاست کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری شده ،کمتر از 2ماه فرصت دارد نا مواضع خود را کاملا شفاف کند.همان کاری که مهدی کروبی ماهها پیش برای جلوگیری از تکرار تراژدی مجلس ششم برای خود،انجام داد.
